X
تبلیغات
پورتال آموزشی فرانسه

پورتال آموزشی فرانسه
se faire la malle = فرار کردن

Ne pas avoir un rond.=یک پاپاسی نداشتن

معاینه فنی ماشین = le contrôle technique du véhicule

دنده عقب زدن = faire marche arrière
داشبورد = tableau de bord
کارکرد زیر 80000 کیلومتر = moins de 8000 kilomètres au compteur
گاز دادن = mettre la gomme, appuyer sur le champignon
کیسه هوا = airbag
صندلی تاشو پشت = siège pliable
چرخاندن فرمان = tourner le volant
برف‌پاک‌کن = l'essuie-glace
خودروی برقی = voiture électrique
ترمز دستی = frein à main

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 16:41 ] [ ستاره ]

 

سلام دوستای خوبم .

امروز توی این پست میخوام در مورد یه سری دیالوگ ها که میتونه هنگام ورود به یه کشور خارجی و توی فرودگاه ازشون استفاده کنیم رو بهتون یاد بدم.

1-ou est la douane?

تلفظ: ( o e la dooo an)   معنی: گمرک کجاست؟

2-voici mon passeprt

تلفظ: ووووو آسی مون پس پوق      معنی: این گذرنامه من است.

3-je ne savais pas que je devais payer

تلفظ: ژو نو save  پ کو ژو dove  پیه.  معنی: من نمیتوانم باربر را پیدا کنم.

حالا ممکنه اونها یه سری سوال از شما بپرسند که باید بتونید بهشون جواب بدید. مثل:

4- avez-vous quelque chose à declarer?

تلفظ" اوه ووو کلکو شوز ا دک لق؟ معنی: ایا چیزی دارید که حق گمرکی به ان تعلق گیرد؟

5-avez-vous d'autres bagages?

تلفظ: اوه ووو دوتخو بگژ؟  معنی: آیا وسایل دیگری هم دارید؟

6-avez-vous des objects de valeur?

تلفظ: اوه ووو دز اوبژه دو va   لوق؟  معنی: آیا چیز دیگری هم دارید؟

اینم چند تا کلمه که ممکنه روی در و دیوار ببینید:

7- le controrôle des bagages

تلفظ: لو کونت قول د بگژ   معنی: بازدید اسباب و اثاثیه

8- la bureau de la douane

تلفظ: لو بوقو دو دو آن   معنی: دفتر گمرک

9- le porteur

تلفظ: لو  پوق توق  معنی: بار بر

[ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ] [ 11:17 ] [ ستاره ]
امروز میخوا م به سوال یکی از دوستانم ایجا پاسخ بدم چون میدونم ممکمنه روزی هم واسه شما این سوال پیش بیاد.

سلام ستاره جان .اون حرکاتی که روی بعضی حروف ها هست واسه چیه؟
میشه توضیح بدی؟مثل qu'est
(لطفا) به زبان فرانسه چی میشه؟

 

-----------------------------------------------------------

سلام عزیزم خوب لطفا به زبان فرانسوی میشه سیل ووپ له
دیکتش اینه: s'il vous plair

البته دیکتشو چک میکنم که مبادا اشتباه باشه


اون قضیه هم این جوری بوده: que est
اما چون دو تا وایل بعد هم اومدند اولیشون حذف شده و به جاش اپوسروف گذاشتیم
یه مثال دیگه:

je adore که دو تا ووایل پشت هم میاد یکیشو برمیداریم اپاسروف میزاریم
میشه: j'adore

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 10:3 ] [ ستاره ]

درجات دوست داشتن

 

 

1-ا بخواهید به یه نفر بگید عاشقتم باید بگید :

Je t'adore

تلفظ: ژو تدوق

 

 

2- اما اگه بخواهید به یه نفر احیانا بگید دوستت دارم (که درجش از عشق کمتره) میگید:

Je t'aime

تلفظ: ژو تـــــــــــــــــــــم (tem)

 

 

3- اما اگه بخواهید به یه نفر بگید که ازشش خوشتون میاد باید بهش بگید:

Je t'aime bien

تلفظ: ژو تــــــــــــــــــم بیه (ن چون حرف اخره تلفظ نمیشه)

 

[ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ] [ 10:21 ] [ ستاره ]

چگونه خداحافظی کنیم؟

 

سلام به همه ی دوستای خوبم.

خوب امروز میخوام چیزای جالبی یادتون بدم در مورد انواع خداحافظی. چند تا جمله داریم واسه ی خدا حافظی که هر کدوم در یک موقع خاص استفاده میشه.

1-á tout de suite

تلفظ: ا توت دو سوئیت/ نکته: این اصطلاح رو زمانی بکار میبریم که قراره طرفمون رو بعد از چند دقیقه ببینیم و وقتی میخوایم ترکش کنیم میگیم ا توت دو سوئیت

2-á tout á l'heure

تلفظ: ا توت الوق/ نکته: این اصطلاح رو زمانی بکار میبریم که با یه نفر خداحافظی میکنیم و میدونیم طرف رو چند ساعت دیگه یا توی همون روز دوباره میبینیم مثلا شما قراره برین دانشگاه وقتی دارین از خونه خارج میشید به مادرتون میگید ا توت الوق چون میدونید غروب برمیگردید توجه داشته باشید توی کلمه الوق h  خونده نمیشه و حروف eu  هم صدای او میدهند.

3-á plus tard

تلفظ: ا پولو تق   نکته: معنی این جمله هم درست مثل بالائی هست یعنی  : این اصطلاح رو زمانی بکار میبریم که با یه نفر خداحافظی میکنیم و میدونیم طرف رو چند ساعت دیگه یا توی همون روز دوباره میبینیم

4- á bientôt

تلفظ: ابین تو   نکته: این اصطلاح رو زمانی بکار میبریم که داریم میریم و بعد از چند روز میخوایم طرفمون رو ببینیم و معمولا خیلی هم استفاده میشه و من خودم وقتی کلاسم تموم میشه به خانم فرانسمون میگم ابینتو بعد میرم.

5-á un de ces jours

تـلفظ: ا ان دو سه ژوق   نکته: این اصطلاح هم مترادف اصطلاح بالائی هست یعنی  این اصطلاح رو زمانی بکار میبریم که داریم میریم و بعد از چند روز میخوایم طرفمون رو ببینیم.

          -حالا اگه بخوایم با یه نفر خداحافظی کنیم و اصلا هم معلوم نیست که دیگه کی ببینیمش  چی باید بگیم؟

واسه ی این نوع خداحافظی دو نوع اصطلاح میتونم بهتون معرفی کنم:

1-     a la prochaine

تلفظ: ا له پخوشن /  la  رو به همون انگلیسی بخونید من فارسی نتونستم خوب توضیحشو بدم واسه تلفظش...../

2-  a un de ces quatre

تلفظ: ا ان دو سه کتخ

    -یه نکته دیگه هم که  باید بگم در مورد کلمه salut هست / سلو/ : یه چیزی تلفظش توی مایه های سلام خودمونه که تهشو گرد میکنیم. این کلمه فقط بین دوستائی که خودمونی هستند استفاده میشه یعنی  کاملا این فروماله به معنی سلام و خداحافظ هست . بله جفتشو معنی میده که دوستای نزدیک بهم میگند سلووووووووو هم موقعی که بهم میرسند هم موقعی که جدا میشن میتونند این کلمه رو بکار ببرند.

[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 19:25 ] [ ستاره ]

 

چگونه درست تلفظ کنیم؟

1-حرف Q  وقتی همراه  ue می اید صدای (ک) میدهد. مثل /شک chaque /

2-اما در دو واژه فرانسه استثناء داریم که بعد از Q حرف U نمی اید. مثل : /سنک/ Cinq و /کوک/ coq

3-حرف s همیشه صدای /س/ میدهد.مثل :/ پست/ Poste

4-اگر حرف s بین دو حرف وایل (صدادار) قرار بگیرد  دگه صدای /س/ نمیده بلکه صدای/ز/ میده مثل:/روز/ rose

5- در فرانسه R صدای /ق/ میدهد. مثل: /وقت/ VERTE

6- ill و elle به ترتیب صدای /ایی/ و /ای/ میدهد. مثل:/فی/ fille و /اوق ی / Oreille

چند تا کلمه کاربردی هم واستون دارم :

1-Oui

تلفظ: وی    معنی: بله

2-non

تلفظ: نون    معنی : نه

3-merci bepacou

تلفظ: مقسی بو کو   معنی: خیلی متشکرم

4-bienvenu

تلفظ: بی ین وو نو     معنی: خوش امدید

5-pardon

تلفظ: پق دون   معنی: معذرت میخواهم

6-excusez-moi

تـلفظ: اکس کوزه موآ   معنی:ببخشید

7-bonsoir

تلفظ: بون سوآق   معنی: شب بخیر(نه برای خواب)

8-bonne nuit

تلفظ: بون نوئی(دقت کنید حرف اخر خونده نمیشه!)   معنی: شب بخیر (برای خواب)

9-au revoir

تلفظ: اوق وو آق   معنی:خدانگهدار

10-qui

تلفظ: کی   معنی: کی- چه کسی

[ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ] [ 20:10 ] [ ستاره ]

سلام به همه ی دوستای خوبم.

امروز میخوام چند تا اصطلاح پر کاربرد دیگه بهتون معرفی کنم:

 Donne le Bonjoure á Patrick-1

معنی: سلام منو به پاتریک برسون

تلفظ: done lo bonjogh a patghik/ /

2-qu'est-ce que t'arrive?

معنی: چت شده؟

تلفظ: kes ko taghiv//

3- je suis enchanté de vous rencontrer

معنی: از ملاقات شما خوشبختم

تلفظ: / jo soei  zan shante do vo ghankontkhe/

4- Ça me fait plaisir de vous voir

معنی: از دیدنت خوشحال شدم.

تلفظ: /sa mo fe plezigh do vo voagh/

خوب امیدوارم اینها رو خوب حفظ کنید و اگر مشکلی داشتید در زمینه تلفظ یا چیز دیگه حتما منو در جریان بگزار

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 21:8 ] [ ستاره ]
توی این بخش میخوم چند تا جمله فرانسه یادتون بدم

1-bonjour

معنی: سلام(از صبح تا غروب فقط اینو میگن و وقتی شب ها بهم میرسند یه چیز دیگه میگند.)

تلفظ: بون ژوق

2-?comment allez-vous

معنی: حالت چطوره؟

تلفظ: کومون تله وووو (komon tale vo)

3-je vais bien. merci

معنی: من خوبم .مرسی.

تلفظ: ژو وو بین. مقسی(jo vo bian meghsi)

4- ?et vous

معنی: شما چطور؟(وقتی میگی حالم خوبه پشتش سریع اینو میگی یه جورائی مثل and you خودمونونه)

تلفظ: ا ووو (e vo?)

5-quoi de neaf ?

معنی: چه خبر؟ (این رو ایرانی ها خیلی دوس دارند. هی فرت و فرت میپرسند چه خبر)

تلفظ: کوآ دو نوف؟ (koa do nof?)

6-rein de special

معنی: خبر خاصی نیست(گه خبری هم بود سعی کنید همینو بگید چون سخت میشه اون وقت)

تلفظ: قین دو اسپسیل (ghian do espesial)


خوب بید؟

اگه دوست داشتید یه جا یاداشت کنید اگه ادامه دار بود یه چیزهائی یاد میگیرید بد نیست  

تلفظهاشو فینگلیش نوشتم.

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 21:7 ] [ ستاره ]

 

""حروف الفبا""

زبان فرانسه 26 حرف دارد  که در زیر اونها و تلفظشون رو براتون می نویسم.

 

 

a


b

c

d

e

f

g

h

j

k

l

m

ا


ب

س

د

اووو

اف

ژ

اش

ژی

ک

ال

ام

 

 

N

O

P

Q

R

S

T

U

V

W

X

Y

Z

ان

o

پ

کو

ٳق

اس

ت

او

و

دوبله وه

ایکس

ایگ قگ

زد

 


این حروف به دو دسته تقسیم می شوند:

1-حروف صدادار voyelle: (وایل)

حروفی هستند که به تنهائی و مستقل تلفظ می شوند این حروف عبارتند از:

a-i-e-o-u-y



2-حروف بی صدا consonne: (کونسون)

حروفی هستند که بدون دخالت حروف صدا دار تلفظ نمیشوند و شامل بیست حرف باقی مانده است:


نکته:

حالا اگه در وسط جمله در اخر کلمه قبل از حرف e (اووو) یک کونسون بیاد بعد از آن حرف h یا یکی از حروف وایل بیاد حرف e دیگه خونده نمیشه.

مثال:


 

پق فت ما =parfaitement

grande université= گقاند اونی وق سیته

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 21:7 ] [ ستاره ]

  

ضرورت یادگیری زبان فرانسه

   به اعتقاد من یادگیری زبان خارجی یکی از اصلی ترین عوامل شکل گیری هویت و شخصیت هر فرد هستش. هر زبانی که انسان بلد باشه، یک نوع آداب و رفتار خاصی رو نسبت به کاربرد اون زبان باید در وجود خودش نهادینه کنه. حالا هرچه تعداد زبان افزایش پیدا کنه شخصیت و ذات فرد تحولاتی رو تجربه می کنه که نقش مهمی رو در شکل گیری روانی اون ایفا می کنند.

غرض از این مقدمه چینی این بود که به همه دوستان و خوانندگان توصیه کنم حتما در پی یادگیری یک زبان خارجی برند و با این کار شان و مقام خودشون رو در جامعه به طرز فجیعی ارتقا بدن.

زبان فرانسه در نوع خودش برای مبتدیان بسیار پیچیده و سخت بنظر می رسه. تصور کنید فعل “بودن” رو که با هر ضمیر به نوع متفاوتی نوشته و خونده می شه. عدم تناسب بین نوشتن و خواندن کلمات و لفظ و لحن بسیار پیچیده زبان اون رو به طرز غریبی پیچیده نشون می ده. این در حالی است که با تمرین و تکرار بیشتر یادگیری این زبان بسیار سهل می شه بطوری که جملات ناخودآگاه بسیار روان و زیبا گفته می شه. تصور کنید، در ابتدای امر برای یک تلفظ صحیح مثلا جمله “"e m’appelle setareل" ژو مپل ستاقه ” چقدر تلاش کردم و تصور اینکه چه قیافه مضحکی برای ادا کردن این جمله به خودم گرفته بودم، برام بسیار خنده دار هست. ولی به هر حال بعد از بارها تکرار تونستم تقریبا درست و اساسی جمله رو بگم و در ادامه جملات دیگر…

زبان فرانسه، بر خلاف زبان انگلیسی که تقریبا قوانین ثابت و شاملی داره نیست. بدین معنی که برای مثلا صرف یک فعل بیش از شش یا هفت قانون حاکم هست. زبانی بسیار سخت گیر نسبت به جنسیت اشیاء و اجسام هست بطوری که مثلا اتومبیل همیشه مونث هست و ضمایر مونث می گیره. و خیلی از قوانین پیچیده دیگه که می شه ادعا کرد به نوعی اون رو شیرین و دوست داشتنی جلوه می دند.

بی شک اولین و لازم ترین شرط برای یادگیری زبان فرانسه داشتن علاقه و شوق و ذوق در جهت یادگیری اون هست. متاسفانه زبان فرانسه مثل انگلیسی در کشور ما جا افتاده نیست و کلا دیدگاهی که نسبت به زبان آموزان فرانسه هست، یه نگاه کلاسیک یا خود شیففتگی یا چیزی شبیه این هست. به طوری که هیچ کس قانع نمی شه چرا شما باید فرانسه یاد بگیری؟! در پاسخ به این سوال افراد سطحی نگر، علاوه بر این که می شه علاقه و استعداد رو مطرح کرد، می شه به اهمیت این زبان و مقالات و کتب نوشده شده در این زمینه اشاره کرد. همچنین فرانسه مهد ادبیات قدرتمند اروپا، آثار زیبایی را در خودش داره که فقط با درک زبان فرانسه می شه به عظمت اونها پی برد. برای یک فرد کنجکاو و ماجراجو سفر به فرانسه یکی از آرزوهای بزرگ هست، تصور کنید بازدید از لوور و ایفل رو در پاریس. و تصور کنید اینکه شما با زبان و در واقع فرهنگی که از اون زبان در وجود شما شکل گرفته به فرانسه برید و از اونجا بازدید کنید. مطمئنا سفر جذاب و بسیار شیرینی خواهد شد. لازم به توضیح است که این زبان یکی از پر تکلم ترین زبان های دنیا هست و مطمئن باشید از این لحاظ هرگز مسیر استباهی رو انتخاب نمی کنید.

 

 از دیگر موارد قابل اشاره در رابطه با یادگیری زبان فرانسه می توان به لزوم تمرین و تکرار در آن اشاره کرد. شاید به جرات گفت که مطالعه مفید روزانه 2 ساعت ایده ال یادگیری این زبان باشد حال آنکه زبان آموز نباید تنها به منابع و کتب درسی تعیین شده اکتفا کند، بلکه حتما باید از منابع گوناگون برای افزایش دامنه یادگیری خود بهره ببرد.

نکته جالب این است که شاید در طول پنج شش ماه اول، خواندن و درک از روی متون کار بیهوده ای بنظر برسد چون همانطور که قبلا اشاره کردم، تفاوت بسیار بارزی بین آنچه می نویسیم و آنچه می خوانیم وجود دارد. البته این تفاوت برای آنهایی است که قبلا انگلیسی را تا حدودی بلد هستند. تفاوت های بارزی در اصوات و لحن ادای کلمات وجود دارد. شایان ذکر است که برای فارسی و انگلیسی زبانان (بعنوان زبان مادری) تلفظ بسیاری از کلمات در ابتدا دشوار خواهد بود و علت آن عدم وجود اصوات مذکور در این زبان ها می باشد، حال آنکه برای ما ترکی زبان ها، تلفظ بسیاری از لغات مشابه نمونه فرانسوی هستند. البته این تفاوت خللی را در یادگیری وارد نمی کند بلکه در چند هفته اول کمی تلفظها تفاوت خواهند داشت که آن هم با صرف زمان به حتم بهبود می یابد.

کتابی که در زمینه یادگیری فرانسه می تواند نقش بسزایی داشته باشد کتاب “Cafe’ Cre’me” “کفه کغیم” نام دارد که می توان آن را معادل کتب Interchange برای انگلیسی دانست (ساده، محتوای مفید و با تاکید روی کلیه مهارت ها) .

 

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 20:51 ] [ ستاره ]
About

با سلام خدمت شما دوست عزیز
من ستاره هستم دانشجوی مترجمی زبان دانشگاه آزاد
در کنار زبان انگلیسی در حال یادگیری زبان فرانسه هم هستم و الان حدود یک ساله که فرانسه میخونم وهدفم از ایجاد این وبلاگ اینه که همون طور که من توی فرانسه پیشرفت میکنم وبلاگمم در این زمینه پیشرفت کنه و دوستائی هم که این وبلاگ رو با اشتیاق دنبال می کنند با منو وبلاگم پیشرفت کنند.
بی شک اولین و لازم ترین شرط برای یادگیری زبان فرانسه داشتن علاقه و شوق و ذوق در جهت یادگیری اون هست. متاسفانه زبان فرانسه مثل انگلیسی در کشور ما جا افتاده نیست و کلا دیدگاهی که نسبت به زبان آموزان فرانسه هست، یه نگاه کلاسیک یا خود شیففتگی یا چیزی شبیه این هست. به طوری که هیچ کس قانع نمی شه چرا شما باید فرانسه یاد بگیری؟! در پاسخ به این سوال افراد سطحی نگر، علاوه بر این که می شه علاقه و استعداد رو مطرح کرد، می شه به اهمیت این زبان و مقالات و کتب نوشده شده در این زمینه اشاره کرد. همچنین فرانسه مهد ادبیات قدرتمند اروپا، آثار زیبایی را در خودش داره که فقط با درک زبان فرانسه می شه به عظمت اونها پی برد. برای یک فرد کنجکاو و ماجراجو سفر به فرانسه یکی از آرزوهای بزرگ هست، تصور کنید بازدید از لوور و ایفل رو در پاریس. و تصور کنید اینکه شما با زبان و در واقع فرهنگی که از اون زبان در وجود شما شکل گرفته به فرانسه برید و از اونجا بازدید کنید. مطمئنا سفر جذاب و بسیار شیرینی خواهد شد. لازم به توضیح است که این زبان یکی از پر تکلم ترین زبان های دنیا هست و مطمئن باشید از این لحاظ هرگز مسیر اشتباهی رو انتخاب نمی کنید.

از نظر خودم و خیلی های دیگه کسائی که فرانسه می خونند آدمهای خاصی هستند و کاملا متفاوت با دیگران هستند و یا حداقل موردی توی زندگیشون هست که اونها رو از دیگران متمایز میکنه.
خوب اگه نظری یا پیشنهاد داشتید میتونید عنوان کنید.
جائی که قانون نداره یعنی نظم نداره . قانون های این وبلاگ:
1- هفته ای 2 بار به روز میشود
2- کسائی که تمایل به تبادل لینک دارند این وبلاگ را با اسم پورتال آموزشی فرانسه لینک کنند و بگند که دوست دارند با چه اسمی لینک بشوند.
3- در نهای از حضورتون تشکر میکنم موفق باشید




Blog Custom